ساعت ۴ صبح عملیات آغاز شد ، عراقی ها در بعضی نقاط فرار کردند ولی در قسمت هایی از خط مقاومت می کردند اکبر آرپی جی را برداشت و مرا بعنوان کمک همراهش برد .
پشت سرهم آرپی جی زد ، من خرج می بستم و او می زد از ساعت ۴ صبح تا بعد از ظهر روز بعد آرپی جی شلیک کرد انگار که پشت تیر بار نشسته باشد همینطور موشک آرپی جی را روانه تانک ها و سنگرهای عراقی می کرد.
بعد از ظهر گوش هایم از کار افتاد دیگر نمی شنیدم به اکبر نگاه کردم از هر دو گوشش خون می آمد .
بعد از عملیات با هم به بیمارستان رفتیم دکتر ما را معاینه کرد .
پرده گوش اکبر پاره شده بود .

سند روبرو نشان می دهد شهید علی اکبر محمد حسینی بهمراه همرزش سید احمدعلوی در تاریخ
۶۰/۷/۱۶ از ستاد عملیات آبادان ٬ نامه معرفی به بیمارستان دریافت کردند .
و شهید با خط خودشان در پشت معرفی نامه چنین نوشته اند:گفتگوی محمد علی رجایی جمهور ایران ٬خدایا من را رستگار کن.

+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 16:54 توسط
|