تبليغاتX
شهیدعلی اکبر محمد حسینی
به تمام کسانی که مرا چه از لحاظ دوستی یا قوم و خویشی می شناسند این توصیه را داریم که ، در هر زمان و در هر مکان که هستند آزاد باشند و دنبال فکر بیهوده نروند و یا اینکه جزء حزب باد نباشد، هر کجا چیزی به سودشان بود دنبال همان بروند کمی به فکر آخرت خویش باشید،‌و فکر قیامت و عذاب آخرت را بکنید.."ازوصیت نامه شهیدعلی اکبرمحمدحسینی"


شهیدعلی اکبر محمد حسینی










 ساعت ۴ صبح عملیات آغاز شد ، عراقی ها در بعضی نقاط فرار کردند ولی در قسمت هایی از خط مقاومت می کردند اکبر آرپی جی را برداشت و مرا بعنوان کمک همراهش برد .

پشت سرهم آرپی جی زد ، من خرج می بستم و او می زد از ساعت ۴ صبح تا بعد از ظهر روز بعد آرپی جی شلیک کرد انگار که پشت تیر بار نشسته باشد همینطور موشک آرپی جی را روانه تانک ها و سنگرهای عراقی می کرد.

بعد از ظهر گوش هایم از کار افتاد دیگر نمی شنیدم به اکبر نگاه کردم از هر دو گوشش خون می آمد .

بعد از عملیات با هم به بیمارستان رفتیم دکتر ما را معاینه کرد .

پرده گوش اکبر پاره شده بود .


سند مراجعه به بیمارستان شهید علی اکبر محمدحسینی در عملیات شکست حصرآبادان بعلت پارگی پرده گوششان

 

 سند روبرو نشان می دهد  شهید علی اکبر محمد حسینی بهمراه همرزش سید احمدعلوی در تاریخ
۶۰/۷/۱۶ از ستاد عملیات آبادان ٬ نامه معرفی به بیمارستان دریافت کردند .
و شهید با خط خودشان در پشت معرفی نامه چنین نوشته اند:گفتگوی محمد علی رجایی جمهور ایران ٬خدایا من را رستگار کن.

 

 

 

 

 

 

 یادداشت شهید علی اکبرمحمدحسینی در پشت معرفی به بیمارستان

 

 

 

 

 

 

 

   

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 16:54  توسط   |