دیدار
دوست دارم
روزی بمیرم
که جهان را آغازی دگر باشد
صلحی وصفای
کودکان را بینم آزاد و شادمان
پدران را بینم
بی غم و عضه و
آرامش خیال
مادران را بینم از شوق
دیدار
فراموش کرده از دست
داده اند جوان و نوجوان
و اما بینم
آن زمان
جوانان و نوجوانان
خواهران و برادران
پدران و مادران
همگی چه محکم گام در راه
«او» می نهادند بی خیال
آن زمان باشد
لحظه دیدار
پایان انتظار
انتظار فرج یار ما
مهدی صاحب زمان «والسلام علکیم » و برکاته

۶۰/۹/۵
سوسنگرد
من قبل از این یادداشت درجاهای دیگر چیزهایی روی کاغذ آورده بودم که متأسفانه نتوانستم آنها را جمع آوری کنم و همین جور به تکه کاغذی مانده است ولی همیشه سعی من بر این بوده که اینها را جمع و جور کنم هدف از این گفته ها ثابت کردن علاقه من به منظورم در گفته ام بوده است هیچ گونه هدف دیگر در بین نبوده است .
آخرین دستنوشته های شهید
ژاله – ژیان
در جلسه ای که در ساعت ۱۰ روز ۵/۹/۶۰ با حضور برادران ارتش درمحل ستاداطاق جنگ سوسنگرد برای هماهنگی برگزار شد بعد از۸ ساعت صحبت و مذاکره به این نتیجه رسیدیم که تمام این صحبتها، بی فایده است .حرفها زیاد است و حرف از حرف
بسم الله الرحمن الرحیم
مشخصات کامل
نام :علی اکبر محمدحسینی آشکار
نام پدر : حسین محمدحسینی
نام مادر : فاطمه عبدالرمضانی
شماره شناسنامه :۱۴۵ صادره از کرمان
متولد ۱۳۳۷
آدرس – کرمان خیابان شهاب کوچه کاوه پ ۱۹ روبروی رادیو و تلویزیون مرکز کرمان
تلفن : منزل دامادمان ۵۲۷۲ سپاه کرمان۷۰۲۴
۶۰/۹/۷
چند کلامی با برادران و خواهران با عرض سلام خدمت شما عزیزان و درود بر رهبر عزیز انقلاب امام خمینی و سلام بر تمام شهیدان انقلاب اسلامی خدمت شما عرض کنم که قرار بر این اساس شد که درحمله سوسنگرد نقش فرماندهی گردان عمل کننده در خط از برادران اهواز گردان جدا نمی شود و بالاخره بعد از این همه حرف یعنی (زر.... )
اعلام سریع سقوط خاک ریز دشمن به فرماندهی تیپ
فرماندهی گردان موتور سوار دارد موشک اعلام خبر و کمک نیاز
۲۵۱
۲۵۴
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت 10:20 توسط
|